The Landlady The Landlady is a novella by Russian author Fyodor Dostoyevsky written in Set in Saint Petersburg it tells of an abstracted young man Vasily Mikhailovich Ordynov and his obsessive love for Ka

  • Title: The Landlady
  • Author: Fyodor Dostoyevsky
  • ISBN: 9780938618010
  • Page: 198
  • Format: Paperback
  • The Landlady is a novella by Russian author Fyodor Dostoyevsky, written in 1847 Set in Saint Petersburg, it tells of an abstracted young man, Vasily Mikhailovich Ordynov, and his obsessive love for Katerina, the wife of a dismal husband whom Ordynkov perceives as a malignant fortune teller or mystic The story has echoes of Russian folklore and may contain autobiographicaThe Landlady is a novella by Russian author Fyodor Dostoyevsky, written in 1847 Set in Saint Petersburg, it tells of an abstracted young man, Vasily Mikhailovich Ordynov, and his obsessive love for Katerina, the wife of a dismal husband whom Ordynkov perceives as a malignant fortune teller or mystic The story has echoes of Russian folklore and may contain autobiographical references In its time The Landlady had a mixed reception, recently being seen as perhaps unique in Dostoyevsky s oeuvre The first part of the novella was published in October 1847 in Notes of the Fatherland, the second part in November that year.

    • [PDF] Download ↠ The Landlady | by ↠ Fyodor Dostoyevsky
      198 Fyodor Dostoyevsky
    • thumbnail Title: [PDF] Download ↠ The Landlady | by ↠ Fyodor Dostoyevsky
      Posted by:Fyodor Dostoyevsky
      Published :2018-08-11T01:00:51+00:00

    One thought on “The Landlady”

    1. وای خدایا ! این دیگه چه جور ترجمه ای بود ؟!؟ نه سر داشت نه ته ! واقعا چطوری اسم خودش رو گذاشته مترجم ؟ ترجمه این نیست که یه متن رو قلمبه سلمبه بنویسی که مثلا داری یه اثر قدیمی رو ترجمه میکنی و فارسی زبان ها بخونن و بگم وای چقدر متن قدمت داره ! ترجمه اینه که به زبانی ساده و قابل فهم بن [...]

    2. "هب الحرية لإنسان ضعيف، يرفضها هو نفسه ويردها إليك."حول هذا الاقتباس تدور أحداث الرواية.يضفي فيسكي على الرومانسية رونقًا يزيدها جمالًا.

    3. Tenía ganas de releer a Dostoievski, pero no quería enfrascarme en sus novelas magnas, de cientos de páginas puesto que no tengo mucho tiempo libre y es por ello que decidí releer "La Patrona" escrita en 1847 y que fuera en su tercer novela, cuando el genial escritor ruso promediaba los veintiséis años.Dostoievski había escrito ya algunos cuentos y dos novelas. Había pasado del debut glorioso e inesperado con su novela "Pobres Gentes", de ser la nueva promesa de las letras rusas al desen [...]

    4. خوب بود ولي خب اگه داستايوفسكي رو ميشد ديد بهش ميگفتم كه آخر داستان احساس كردم يه خرده هم سر كار بودم انگار !

    5. The Landlady is a love story by Dostoyevski. It is not the content we are accustomed to. And this is because this short story was written before his exile in Siberia.For which he is very grateful because this experience changed his whole way of thinking and wtiting. And this is proved by reading books he wrote before and his exile. What I liked in this book is the language. Also I could say that the characters have traits which are developed deeper in his later works. Other than that, I wouldn't [...]

    6. اگه وقت کافی برای خوندن آثار بلند و کتابهای قطور داستایفسکی رو ندارید، این نسخه ی کوتاه برای شما پیچیده شده! چرا؟ چون این کتاب طبعاً پی رنگ و چهارچوب یکسانی با سایر آثار فیودور جان داره. حقیقت اینه که من هیچوقت نمیتونم آثار داستایفسکی رو مبرا از علاقه ی شدید و تعصب بخونم. این هم [...]

    7. نسخه ای که من از این کار دارم ، چاپ چهارم سال ۶۷ و ترجمه ی آقای پرویز شاپور هست و انصافا ایشون حتی از بنده هم در امر ترجمه بدتر عمل کردن . یعنی اینقدر اینکار از لحاظ ترجمه ضعیفه که گاهی حس می کنی داری غلط نامه می خونی . ناشر -انتشارات سحر - به کمک مترجم اومده و دیکته ها رو فاک داون کر [...]

    8. میزبان معذب و بانوی مذبذبشنگاهی به آدم‌های آشنای جهان داستایفسکی، به‌واسطه‌ی «بانوی میزبان»میلاد کامیابیاناز خوانده‌های تا به این‌جایم از داستایفسکی چنین دریافته‌ام که او، بیش از همه، در دو چیز چیره‌دست است: توصیف حالات روانیِ انسان‌هایی آشفته‌حال، عموماً مردان جوا [...]

    9. تا قبل از اينكه داستايوسكى رو بشناسم و كتاباشو بخونم برام عجيب بود بت ساختن از شخصيت و بالا بردن كسى بيش از حد معمول ، اما شخصيت هاى گوشه گير و درك نشده ى كتابخون داستايوسكى كه كاملن شبيه به خودش و همه ى كسايين كه اين شرايطو دارن راهى واسم باقى نذاشت جز تحسين كردن بيش از حد ِ ذهن [...]

    10. 4 kısa öyküden oluşuyor kitap, ancak benim favorim ev sahibesiydi, Dosteyevski'nin psikilojik analizleri ve hikayenin gizemini sürdürmekteki ısrarcı tavrı kesinlikle okunmaya değer. Ayrıca karakterlerin ruhsal bakımdan hasta mı yoksa söylenenler gerçekten doğru mu ikilemini ilk kez Dosteyevski'nin kaleminden çıkmış bir halde gördüm. Kısacası ev sahibesi 5 yıldızı hakediyor.Lakin diğer 3 öyküden bahsedecek olursam, durum pek iç açıcı değil. Kısa göndermelerle [...]

    11. اردینوف که برای مدت طولانی به تنهای زندگی کرداست و غرق در اندیشهایاش بودهبه خاطر رفتن خانومه صاحبخانەاش مجبور به پیدا کردن اتاق دیگرست و در حال قدمزدن در شهر به یک کلیسا میرسد که اونجا یک دختر زیبا و آروم را میبیند که با یک پیرمرد بود اردینوف آنها را تا خانه شان دنبال میکند و ی [...]

    12. داستان مردی به نام «اردنیف» است که به دنبال خانه برای اجاره میگردد، صاحبخانه ی پیشین او، «سن پطرزبورگ» را ترک کرده و ایشان مجبور شده دنبال خانه بگردد. وی فردی منزوی، و مشغول فعالیتهای علمی خود است، زیبایی زنی، توجه او را جلب میکند، با تعقیب زن و پیرمرد همراه او، در خانه ی آنها [...]

    13. داستان «انتقام موحش» گوگول منشا این الهام بوده است.اُردینُف و کاترینا، رویاپرداز پترزبورگی و کبوتر وحشی کنار ولگا، از طریق تراژدی واحد «ضعف» با هم پیوند خورده‌اند، ضعفی که آنها را در برابر زندگی بی‌دفاع و درمانده گذاشته واز آزادی محرومشان ساخته است.این داستان معنای «شخصیت [...]

    14. در عجبم که چه طور یک نویسنده ( و نه مثلا یک روانکاو!!) میتونه انقد در احوال و روحیات انسانها دقیق بشهبیخود نیست که در خیلی جاها شخصیت های کتاب های داستا یوسکی رفرنس و نمونه برای روان درمان گر هایی مثل یالوم هستند!این کتاب هم شخصیت پردازی خیلی خوبی داشت و شخصا از خوندنش لذت بردم.

    15. #📚 4🌟/5🌟#كتاب #رمان #روسرمان #بانوى_ميزبان اثر #فئودور_داستايسفكى بزرگ با ترجمه ى هميشه خوب #سروش_حبيبى عزيز از #نشرماهىرمان بانوى ميزبان جزو اولين آثار چاپ شده ى داستايفسكى است. او در اين رمان #عشق و #افسانه اى ولگايى را در هم آميخته است. در اين داستان، داستايفسكى از رمان "انتقا [...]

    16. داستانى معلق ميان رئال و افسانه درباره ى عشق "مى خواهى بدانى كسى تو را دوست خواهد داشت؟ تو كنيز آن كس كه تو را دوست بدارد نخواهى شد.تويى كه آزادى او را ميگيرى و هرگز به وى باز نمى دهى"

    17. درمورد اثر: خام دستی، صحنه پردازی های سرسری و توصیفات زمخت و کسل کننده اثر به وضوح نشان میدهد «بانوی میزبان»از اولین آثار داستایوفسکی استداستان، سبک مختص آثار دوران پختگی مولف را ندارد: توصیف از جانب فردی که خودش به عنوان شخصیتی فرعی در داستان حضور دارد به همین دلیل هم تعلیق آ [...]

    18. — Dar de ce de ce mă simt acum ca şi când mi-aş fi pierdut viaţa? De ce mă doare inima? De ce-am cunoscut-o pe Katerina?— De ce? Murin surâse şi, o clipă, rămase pe gânduri. Nu ştiu nici eu de ce, rosti în cele din urmă. Firea femeii nu-i ca adâncul mărilor; de cunoscut, ajungi s-o cunoşti, dar e vicleană şi se ţine tare! Ca şi cum ar vrea să spună: uită-te la mine, aşa sunt eu! Să ştii c-a vrut într-adevăr să mă lase şi să fugă cu dumneata, boierule, urmă [...]

    19. Because of a change in circumstance, a reclusive sort of man must set out to find a new place to lodge. This quest gets him out into the city’s hustle and bustle, and he becomes thrilled by the wonder of it all. But the quest also wakes him up to the realization of all he’s missed out on by being shut in. And so he is intermittently cast down as well. At length he comes to a church where he becomes obsessed with a woman he sees crying there. By following her and the old man she’s always wi [...]

    20. Eğer Dostoyevski okumak istiyorsanız başlangıç olarak bu kitabı size öneremem çünkü size sıkıcı geleceğini düşünüyorum. Ben okurken gerçekten haz aldım. Bazı yerlerinde heyecanlandıran bir kitaptı. Kısa olmasına bakmayın, içinde işlenen birkaç kavram bulunmakta fakat kısa olması bir yönden de üzücüydü, sanki tam da bitmemiş gibiydi. Bazı sayfalarım kopmuş da ben okuyamamışım gibi hissettim.Ordinov karakterini okumak gerçekten keyifliydi, Katerina'yı o [...]

    21. This novelette cannot have been written by anyone other than Fyodor Dostoyevsky, yet it is by no means one of his greatest works. Rather, it harks back more to the works of E.T.A. Hoffmann than to the mature Russian author.The Landlady seems to be stuck midway between two genres: German fantastic romanticism and the typically Dostoyevskian "narcissistic complex of self-lacerations and enjoyment of humiliation," as one critic calls it.The (anti)hero is one Vassili Mikhailovich Ordynov, a poor stu [...]

    22. Imprescindible novela de Dostoievsky! Un relato febril, de pasiones impetuosas, y una complejidad de personajes característica de Dostoievsky.En la Casa de los sueños, donde se desenvuelven los 3 personajes, se manifiesta la locura, el delirio, la enfermedad, la fantasía. Un mundo donde la realidad tantea, se confunde, genera incógnitas sobre la historia, y solo ayuda a vislumbrar un poco la psicología de los personajes.A Murin, el antagonista y protector de Katerina, le devienen mitos de s [...]

    23. موضوع داستان خیلی خوبه، توصیف حالات شخصیت داستان عالیه انقدر که واقعا احساس مریضی و دیوانگی به آدم دست میده.ولی ترجمه به شدت ضعیفه، انقدر که بعضی جاها پشیمون میشی از خوندنش و به خودت میگی کاش نسخه انگلیسیش رو پیدا کنم و اون رو بخونم

    24. اینکه کتاب بیش از یک قرن و نیم پیش نوشته شده باعث شگفتی است. نویسنده به خوبی حس عاشقی را به تصویر کشیده. خواننده در آخر نمی تواند تصمیم بگیرد کدام روایت حقیقت دارد. کجا توهم و کجا واقعیت است. اینکه دختر دیوانه است یا واقعا جادو شده. اصلا ما با یک داستان رئال طرف هستم یا نه. من که بس [...]

    25. Dostoyevski okumaya başlamak için iyi bir seçim olabileceğini düşünmüştüm. Sanırım pek de yanılmamışım. Uzun öykü tadındaydı. Kitapta beni çok rahatsız eden şeyler oldu, özellikle karakterlerin hareketleri Öyle işte.

    26. "بانوی میزبان" از جمله کارهای نخستین داستایوفسکی است.او در فوریه ۱۸۷۴ در نامه ای به برادرش می نویسد؛برایم آرزوی موفقیت کن! "بانویمیزبانم" را در دست گرفته ام و از همین حالا پیداست که از "کوتاه داستان(اولین داستان نویسنده)بسیاربهتراست.قلمم را فوران الهامی هدایت میکند که در ذهنم ب [...]

    27. ردپایی از همه ی تم های بعدی و بعضی از شخصیت های اصلی و همچنین موقعیت های متداول در آثارشو می شه در این داستان که از اولین داستان هاشه دید. جوانی تحصیلکرده و منزوی با کودکی نافرجام و در طول داستان منفعل ،زنی زیبا و سودایی که دچار فروپاشی روحی شده است، پیرمردی با روحی غرقه در سیاه [...]

    28. از آنچه بر سرش آمده بود به هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت. اما گاهی خاصه در غروب در ساعتی که آوای ناقوس کلیسا زمانی را به یادش می‌آورد که احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش انداخته بود در جان جاودانه مجروحش توفانی برمی‌خواست. آن‌وقت روحش به لرزه می‌افتاد و درد عشق باز در دلش ش [...]

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *